رادوین دیگه شیر نمی خوره
سلام عسل مامان
اول از همه اینکه چند روز تعطیلات هفته قبل رفتیم سفر و بهت خیلی خوش گذشت چون بابا جونی و مامان جونی رو دیدی و کلی هم آتیش سوزوندی و ما هم که جرات نداشتیم بهت چیزی بگیم .خلاصه اینکه آخر آزادی بود برات.
دوم اینکه الان یک هفته است که از شیر گرفتمت. دلبند من! کم کم باید عادت کنی که ممکنه در مرحله های مختلف زندگی چیزهای که خیلی دوستشون داری رو ازت بگیرن. و این اولین قدم برای این تمرینه. ببخش منو مامان که دو سال کامل بهت شیر ندادم. عشق مامان! چون خیلی بد غذا شده بودی و هر یه ساعت فقط شیر میخوردی از طرفی شیر من غذای روزانه ات رو تآمین نمیکرد از طرفی هم چون یه کم که شیر میخوردی دیگه هیچ غذایی نمیخوردی . دکترت گفت که باید شیر رو ازت بگیرم تا غذا خوردنت خوب بشه. وهمین هم شد. الان خیلی عالی وعده های عذایی ات رو کامل میخوری. میان وعده ها و آب میوه هم خیلی دوست داری بخوری و از این بابت خیلی خوشحالم.
سوم هم اینکه امروز نشون دادی که دیگه خییییییلی آقا شدی و شرایط رو به خوبی درک میکنی .آخه امروز برای اولین بار تونستم وقتی تو به تنهایی تو ماشین هستی، رانندگی کنم . تا قبل از این اصلا تو ماشین یه جا بند نمی شدی کار های خطر ناک انجام میدادی و به فرمون و دنده حمله میکردی . من یا بابایی باید بغلت می کردیم که با اینحال به سختی حریفت می شدیم. ولی امروز کمربندت رو که بستم خیلی آروم نشستی و نتیجه اینکه گل کاشتی !!!!
خییییییییییییییییییلی دوستت داریم گل پسری.
رادوین در فرودگاه

عکس ها و کارهای جدید عشق ما رو در ادامه مطلب ببینید.
مراحل جابجایی عروسکها روی پله های نردبان ترقی!!!
البته به همراه آواز بلند





اینهم نگاه وآوازی به نشانه موفقیت



رادوین دیگه شیر نمی خوره
